سم داوسون مردی ست با ضریب هوشی یک بچه ۷ ساله؛ که همسرش پس از تولد دخترشان آندو را ترک می کند. سم نام دخترش را لوسی می گذارد و او را به تنهایی بزرگ می کند و رابطه عاطفی بسیار قویی بین این پدر و فرزند بوجود می آید. اما محدودیتهای ذهنی سم باعث ایجاد مشکلاتی برای آن دو می شود. قانون حکم می کند که لوسی باید از سم جدا شود و بنابراین سم با وکیلی قدرتمند به اسم ریتا هریسون که می خواهد توانایی هایش را با پیروزی در این پرونده به رخ همکارانش بکشد، همراه می شود تا از حق خود دفاع کند...
درام
۱۵ ژانویهٔ ۲۰۰۹، روزی بود که دنیا شاهد یکی از بزرگترین معجزههای تاریخ هوانوردی شد.
پرواز US Airways 1549 از فرودگاه لاگواردیا نیویورک به مقصد شارلوت در کارولینای شمالی تنها چند دقیقه پس از برخاستن، بهدلیل برخورد با دستهای از غازهای کانادایی، هر دو موتور خود را از دست داد.
در آن لحظهی نفسگیر، خلبان چسلی “سالی” سالنبرگر با آرامش و تصمیمی شجاعانه، هواپیما را روی آبهای یخزدهی رودخانهی هادسون فرود آورد و جان ۱۵۵ نفر را نجات داد.
برای خیلیها آن روز فقط یک خبر بود،
اما برای من، روزی بود که دوست عزیزم، همکلاسی دوران دبستانم «پدرام» و خانوادهاش، دوباره متولد شدند.
آنها از مرگ گذشتند و به زندگی برگشتند… و این خاطره برای همیشه در قلبم مانده است.
سالها بعد، وقتی فیلم «Sully» ساختهی کلینت ایستوود با بازی درخشان تام هنکس را دیدم،
تمام حسها و اشکهای آن روز دوباره زنده شد.
آن فیلم فقط یک روایت سینمایی نبود،
بلکه یادآور واقعیتی بود که با شجاعت، انسانیت و لطف خداوند رقم خورد.
به یاد آن روز،
به یاد پدرام و خانوادهاش،
و به احترام تمام قهرمانانی که ثابت کردند
حتی در سقوط هم میشود پرواز کرد. 💙✨